بایگانی برای ماه February, 2006

عملکرد رسانه ها در ماجرای جنگل لويزان

Monday, February 20th, 2006 در 8:24 pm

عملکرد رسانه ها در ماجرای جنگل لویزان 

از موضوعات مهمی که در حوزه علوم ارتباطات مورد بحث و بررسی جدی قرار می گیرد، «رابطه متقابل رسانه ها و افکار عمومی» است. رسانه ها، با قرار گرفتن ميان کنشگران سياسی و مردم، نقش گزارشی ايفا می کنند. يعنی در قالب اخبار و تفسير رخدادها، «فضاسازی ذهنی»  می کنند.
بعضی از صاحب نظران ارتباطات معتقدند که رسانه ها «شبه بحران هايی» درست می کنند تا بتوانند در ميان موضوع های مختلف روز که اهميت نابرابر دارند، اولويت قائل شوند. به نظرآنان رسانه ها با برنامه ريزی های زمان بندی شده خود در عرصه رويدادها، سعی می کنند بر گرايش های مردم در موضوع های مختلف تاثير بگذارند.
در اینجا بحث بر سر این پيش می آيد که آيا رسانه ها در انجام این کار، از دستور کاری تبعیت می کنند که بر مبنای مقتضیات حرفه ای رسانه ای و یا نیاز های مخاطبان تنظیم شده و يا خير برعکس آنان بر اساس ملاحظات سیاسی _ اقتصادی و یا رقابت های صنفی، دستور کارهای خود را تنظيم و پيگيری می کنند.
در خصوص موضوعات اجتماعی و مباحث توسعه شهری، یکی از حالت های ناخوشايند ممکن این است که دستورکار رسانه از مصلحت اجتماعی فاصله گیرد و به گونه ای رویداد مدار بدون توجه به فرآیندها و نیازهای اجتماعی، در مقابل روند بهسازی و پیشرفت امور جامعه جبهه گيری کند. شايد بتوان نمونه چنین موردی را در موضوع گذر بزرگراه در حال احداث شهيد زين الدين  از میان جنگل لویزان ببینیم.
واقعیت این است که سال های متمادی مردم ساکن منطقه شرق تهران از معضل گره کور ترافیکی رنج برده اند. پس از مدت ها انتظار، آنها خبر ادامه احداث مسير بزرگراه شهيد زين الدين را می شنوند. بزرگراهی که مشکل ترافيک آن منطقه را می تواند به طور محسوس کاهش دهد. اين خبر که نويد دهنده حل مشکل ديرين آنان بود از سوی ديگر نگرانی هايی را در مورد احتمال تخريب منازل آنان ايجاد کرد. لذا اين پرسش که آيا مسير بزرگراه از ميان خانه های کوچک و پر جمعيت آنها گذر خواهد کرد يا نه بين ساکنان منطقه رد و بدل می شد. البته اين موضوع برای کسانی که احتمالا بر اساس رانت اطلاعاتی از مسير قبلی گذر بزرگراه مطلع شده و زمين هايی را در آن اطراف خريده بودند تا سودهايی سرشار به جيب زنند اصلا نگران کننده نبود!
در اين اثنا خبر می رسد برای ممانعت از خرابی منازل 830 نفر از ساکنان و جلوگيری از بی سرپناه شدن بيش از پنج هزار نفر افراد منطقه، مسير بزرگراه از ميان جنگل لويزان عبور خواهد کرد. اين خبر به همان اندازه که برای آن پنج هزار نفر خوشحال کننده است می تواند اسباب نگرانی گروه کوچکی را فراهم سازد که کسب ثروت انبوه از فروش زمين های اطراف مسير قبلی بزرگراه را انتظار می کشيدند.
در طول دو هفته گذشته سر و صدای رسانه ای تحت عنوان جلوگيری از قطع 4000 درختی که در مسير احداث بزرگراه قرار داشتند پژواکی بيش از موارد مشابه قبلی يافت. اندک کسانی که از قطع درختان توتستان «کن»، درختان «چيتگر» و نيز 8 هزار اصله درختان پرديسان در همين چند سال گذشته مطلع شده بودند، به ياد ندارند سر و صدای رسانه ای در برابر آن موارد اين طور پر حجم برپا شده باشد. آن هم در شرايطی که بعضا قطع درختان ياد شده برای احداث خانه يا ساختمان اداری بود و بار چندانی را از دوش مشکلات مردم بر نمی داشت.
 اگر نگاهی منصفانه به عملکرد رسانه های جمعی در طی دو هفته گذشته داشته باشيم، به هيچ موردی در رسانه ها برنخواهيم خورد که در آن آماری دقيق از قدرت آلايندگی خودروها به ازای هر دقيقه توقف در ترافيک شرق تهران صورت گرفته باشد و يا در باره کم تاثير بودن قدرت درختان سوزنی در کاهش آلودگی سخن گفته باشند.  و لذا کمتر مردم در جريان اين واقعيت مهم قرار گرفتند که بازگشايی مسير بزرگراه، صدها برابر بقای درختان ياد شده در کاهش آلودگی هوای تهران تاثيرگذار است.
در رسانه ها در باره مشکلات ساکنان منطقه در صورت تخريب منازل شان برای احداث بزرگراه (در صورت احداث آن از مسير قبلی) بحث نشد و طوری وانمود شد که آنان نگران قطع درختان اند و نه تخريب خانه های خود!
روزنامه نگاران ما در باره ضرورت توجه به روزنامه نگاری توسعه در کلاس های آموزش روزنامه نگاری درس هايی ارزشمند را آموخته اند. يکی از اين درس ها اين است که نسبت به انعکاس پيشرفت ها و اقدامات عام المنفعه حساس باشند و از انعکاس آنها به بهانه جذاب نبودن دريغ نورزند. بر خلاف توصيه مدرسان روزنامه نگاری توسعه، در طول يک سال گذشته هيچ گاه رسانه های ما از غرس بيش از سه ميليون نهال در تهران بزرگ و اطراف آن صحبت نکردند!
در شرايطی که هر خودروی فرسوده برابر 30 دستگاه خودروی سالم آلودگی ايجاد می کند، کمتر کژکاردی نهادهای ذی ربط در خروج خودروهای فرسوده مورد کنکاش جدی قرار گرفت و بار تمام گناه تداوم آلودگی هوای تهران به قطع تعدادی از درختان سوزنی لويزان افتاد! 
در حالی که شايعه تخريب شدن 40 خانه در جنگل لويزان در صورت گذر بزرگراه از ميان آن جنگل در برخی رسانه ها مطرح شد، هرگز اصل واقعيت که فقط دو آلونک غيرمجاز در مسير احداث بزرگراه در جنگل لويزان قرار دارد به اطلاع عموم نرسيد.
اساسا از عدم طرح صحيح و کارشناسانه موضوعات اجتماعی، بيش از همه مردم لطمه می بينند. مردمی که از عقب افتادگی های عمرانی رنج می برند و ساعات زيادی از عمر با ارزش خود را در هياهوی ترافيک هدر می دهند.  مردمی که در گذشته های نه چندان دور شاهد بوده اند که نقشه مسير بسياری از بزرگراه ها، نه بر اساس ملاحظات جغرافيايی، جمعيتی يا جامعه شناختی، که صرفا بر مبنای ملاحظات اقتصادی ( البته به نفع گروهی اندک)  ترسيم شدند و نيز درختان زيادی به خاطر منافع شخصی و نه عمومی قطع شدند و صدايی از رسانه ای برنخاست. براستی اين بار چه ملاحظه ای ايجاب می کرد طرحی قانونی و عام المنفعه در راستای خدمت عمومی به مردم اين چنين مورد هجمه قرار گيرد؟ بهتر است با ديدی نقادانه جريان رسانه ای دو هفته گذشته را بازبينی کنيم و از خود به عنوان يک عضو رسانه، که رسالت آگاهی دهی و هشيارسازی مردم را در نظر دارد بپرسيم که آيا در جهت منافع مردم عمل کرده ايم يا خدای ناخواسته در جهت …!

درباره مقاله
توسط دكتر محكي