بایگانی موضوعی برای " مقاله "
Sunday, October 21st, 2007 در 8:06 pm

از جمله مواردی كه در باره پوشش تصویری متهمان در رسانه های مكتوب یا تصویری در ایران مورد بحث كارشناسان واقع شده است، نحوه نمایش متهمان از نظر پوشش و وضع ظاهری است. از سویی نظام هنجاری و ارزشی بر این نكته تاكید دارد كه تصاویر حاوی وضعیت نامناسب لباس و پوشش به ویژه در مورد خانم ها نباید در رسانه ها انعكاس یابند و بنابراین چون عمده متهمان زن پوشش نامناسب دارند برای تصویر و عكس گرفتن از آنان چادری بر سرشان كشیده می شود. از سوی دیگر به لحاظ رعایت موارد امنیتی و تامینی در طول بازداشت متهمان مرد، به آنان تیغ ریش تراش داده نمی شود و در نتیجه زمانی كه مراحل بازداشت و رسیدگی اولیه طی می شود، آنان با هیبتی به ظاهر مذهبی و دارای محاسن در برابر دوربین های خبرنگاران قرار می گیرند. با توجه به كاركرد رسانه ها در انگاره سازی عمومی و این كه بخش عمده ای از برداشت مردم نسبت به رویدادهای جهان پیرامون، از طریق تصاویر رسانه ای شكل می گیرد، به مرور زمان این ذهنیت در مردم نهادینه می شود كه مجرمان را باید در بین زنان چادری و مردان محاسن دار ظاهر الصلاح جستجو كرد.
چنین انگاره سازی در شرایطی شكل می گیرد كه شواهد تجربی و پژوهشی درباره مجرمان در ایران، به طور مشخص عدم پایبندی بیشتر آنان به اعتقادات مذهبی و بی بندوباری شان را مورد تاكید قرار داده است. بنابراین جا دارد از سوی نهادهای قضایی و انتظامی كشور تدابیری اتخاذ شود تا در حین پوشش رسانه ای متهمان، از شكل گیری چنین انگاره ناصحیحی جلوگیری شود و خدای ناكرده این پندار غلط كه متدینین بیشتر از سایر افراد جامعه در معرض بزهكاری قرار دارند، در ذهن مردم ریشه دار و ذهنیت غالب نشود.
توسط دكتر محكي
Wednesday, October 17th, 2007 در 6:10 am
تحلیلی بر لزوم وجود پرطرفدارترین صفحه مطبوعات
الناز محمدی: حادثه نویسی؛ هشداری به جامعه
صفحات روزنامه چه رنگی باشد و چه سیاه و سفید، هر روز رنگی تازه می گیرند. رنگی متفاوت از دیروز. روزی رنگ شاد می گیرند، یک روز غمگین و شاید اکثر روزها رنگ خاکستری. اما در میان تمام صفحات، صفحه یی پرمخاطب و پرطرفدار است که اکثر روزها سیاه است. جاذبه رنگ سیاه، بسیاری را می کشاند طرف صفحه حوادث، صفحه یی که مختص روزنامه های ایران است. شاید خصوصیتی در ما ایرانی هاست که ناخودآگاه می کشاندمان به سمت سیاهی ها و همین خصوصیت هم باعث شده صفحه حوادث در اکثر روزنامه ها جای خود را باز کنند.
«جامعه ایران یک جامعه جوان و بسیار مستعد برای ارتکاب جرم است. صفحه های حوادث می توانند نقش بزرگی را در اطلاع رسانی درست و آگاهی بخشیدن به اقشار مختلف جامعه به خصوص جوانان بازی کنند.»
به عقیده دکتر علی اصغر محکی مدرس روزنامه نگاری و استاد دانشگاه صفحه های حوادث یکی از پرخواننده ترین صفحات روزنامه ها در ایران است. او در این مورد می گوید؛ «امروزه مطالعه اخبار حوادث در بین روزنامه خوان ها مورد علاقه بسیاری است، به طوری که صفحه حوادث از پرخواننده ترین صفحات روزنامه های ماست و خیلی از روزنامه های سراسری و هفته نامه ها و مجلات به خاطر همین توجه خاص به اخبار حوادث که پاسخگوی نیازهای مخاطبان است توانستند موفقیت بسیاری را به دست بیاورند. پس ما باید این مساله را به عنوان یک واقعیت بپذیریم که اخبار حوادث جایگاه خاصی را در مطبوعات ما دارد.» از طرف دیگر وقتی کلمه حوادث به میان می آید یک بار معنایی منفی در آن وجود دارد و بلافاصله در ذهن قتل، سرقت، خودکشی، تجاوز و کلاهبرداری تداعی می شود و اینها رویدادهایی عمدتاً تلخ، ضدارزش، منفی و نامتعارف هستند. در حالی که به عقیده دکتر محکی اخبار حوادث را می توان به چهار دسته تقسیم بندی کرد؛ 1- اخبار قتل و آدم ربایی، سرقت بانک، انفجار و… 2- بلایای طبیعی که ابعاد گسترده یی دارد مثل سیل، زلزله، آتشفشان، 3- جریان هایی که در دادگاه ها وجود دارد و از آنها به عنوان اخبار حوادث یاد می شود 4- تظاهرات سیاسی، صنفی که اگر خشونت بار باشد در صفحات حوادث می آید.
مرجان لقایی: حادثه نگاری بیان واقعیات جامعه
الهه محمدی: اخبار حوادث؛ بودن یا نبودن
توسط دكتر محكي
Wednesday, October 17th, 2007 در 5:26 am
امروزه بیش از هر زمان دیگری صاحب نظران رسانه درباره آثار زیانبار ترویج خشونت از طریق رسانه های تصویری هشدار می دهند اما چه سود که روند اشاعه تصاویر خشونت بار هم چنان صفحات تلویزیون های جهان را پر کرده است. متن کامل
توسط دكتر محكي
Sunday, October 7th, 2007 در 11:53 am
بی توجهی مطالعات تجربی به نقش نظامهای ارتباطی و ساختارهای اقتصادی و سیاسی، و نبود دیدگاه انتقادی در آنها، سبب شد كه نظریههای انتقادی، این نوع مطالعات را به چالش فراخوانند.
مكتب اقتصاد سیاسی رسانهها ازجمله مكاتب انتقادی است كه تحت تأثیر آرای اندیشمندانی چون “هربرت شیلر و دالاس اسمایت” از دهه 1970 میلادی به بعد گسترش یافت. این مكتب بر این باور است كه رسانهها مجاری انتقال محتوای فرهنگی هستند. این محتوا مستقل از رسانهها شكل گرفته است. متن کامل
توسط دكتر محكي
Friday, March 2nd, 2007 در 5:34 am
جنگ روانی عبارت است از مجموع اقداماتي كه از طرف يك كشور به منظور اثرگذاری و نفوذ بر عقايد و رفتار دولت ها و ملت های ديگر انجام ميشود. تعدادی از تاکتیک های جنگ روانی عبارت اند از متن کامل
توسط دكتر محكي
Sunday, January 21st, 2007 در 9:12 am
شهر مجازی ضرورت بنیادین برای کلان شهرهای ایران

دکتر سعید رضا عاملی: ازدحام و تراکم جمعیت های بزرگ و تفاوت جمعیت شب و روز در شهرهایی مثل تهران، نیویورک، لندن و توکیو همراه با آلودگی گسترده نور، صدا، هوا و فضا و مسئله ترافیک و زمان، منشاء یافتن چاره ای برای کاهش آلام ناشی از زندگی در اینگونه شهرها شده است. متن کامل
توسط دكتر محكي
Friday, December 22nd, 2006 در 9:05 pm

ابتدایی ترين تعریفی که از نشریه دانشجويی به ذهن می رسد، مطبوعه ای است که معمولا توسط دانشجویان برای دانشجویان توليد و نشر می يابد. اما اگر بخواهیم ويژگی های دیگری از اين مفهوم پيدا کنيم، لازم می شود به ضرورت و فلسفه انتشار اين نوع نشريات، الزامات و انتظارات از آنها توجه نشان دهیم.
اگر برای توليدکننده هر نشريه ديگری معمولا «تیراژ» و فروش دغدغه اصلی است، اين موضوع برای يک نشریه دانشجويی نمی تواند دغدغه اول باشد، هر چند به هر حال داشتن جاذبه و کشش همیشه مورد نظر همه پيام آفرينان از جمله نشريات دانشجويی است. اما برای نشريات دانشجويی قاعدتا «روشنگری»، در عین رعایت اصول و ملاحظات اخلاقی، حقوقی، علمی و سياسي بايد اولویت اول را داشته باشد. اگر «تیراژ» برای نشریه دانشجويی اهميت هم داشته باشد، اهميت آن از نظر اشاعه اندیشه است و نه کسب منفعت.
جهت گيری نشريات دانشجويی، به سوی مخاطبی خاص به نام «دانشجو» است. از حیث روش، می توان گفت که نشریه دانشجويی سعی دارد به ويژه از رويه نشريات زرد به دور باشد. وجه غالب تحلیلی و تفسیری، يک ويژگی مورد انتظار از نشریه دانشجويی است، چرا که قرار نيست اين نوع نشریه، به مخاطب به دید بازار و به محتوای نشریه به مثابه کالا يا شيء بنگرد. نشریه دانشجويی اصرار بر برقراری ارتباط تعاملی با مخاطب خود دارد، و از جلب توجه خوانندگان به هر بهانه و بهایی دوری می کند. توجه ويژه نشریه دانشجويی به اعتبار خبر است، پس دقتی خاص به داده های ورودی به تحریریه نشریه دارد. حفظ اصول در نشریه دانشجويی از راه های گوناگون دنبال می شود که یکی از آنها کنترل و مراقبت نسبت به دخالت قدرت سياسی و اقتصادی در انحراف دادن به طرح موضوعات سياسی، اجتماعی و فرهنگی از زاويه نگاهی محدود و تنگ است. بدین لحاظ نگاه تک تک اعضای تحریریه به منشور نشریه، به ويژه آن بخش هايی است که بر رعایت چهارچوب های اخلاقی و رعایت منافع جمعی تاکيد دارند. پس تاکيد من به ويژه بر وجود بالاترين سطح اخلاق حرفه ای و فدا نکردن آن به قیمت سرعت و فروش، به عنوان ويژگی های اصلی نشریه دانشجويی است.
نشریه دانشجويی، مطبوعه ای است دارای پرستيژ بالا. به تعبیر «دکتر خانيکی» در مطبوعات داراي پرستيژ بالا، عقل مخاطب هدف است و چون مخاطب را عاقل ميدانيم، مطالب را دقيق مطرح ميكنيم و صحت و انصاف را در نظر ميگيريم.
نشریه دانشجويی، آرمان طلب است، لذا وضع موجود را «مطلوب» فرض نمی کند و در طرح و پيشبرد آرمان ها پیشگام است. از نشریه دانشجويی توقع نمی رود وارد معامله و زد و بند شود و اصولا اين نشريات را حامل ارزش های فرهنگی و ناقل عناصر با ارزش فرهنگی می شناسند.
اگر نشريات زرد مجبورند زبان خود را با توجه به اقتصاد نشر ساده کنند، اما نشریه دانشجويی با توجه به تیپ مخاطب خود، نشریه ای فاخر است که حتی بعد از مصرف عادی نيز به راحتی در قفسه کتابخانه جای می گيرد، چون گیشه ای نيست، بلکه نشریه ای فرهیخته است که بازار مصرف خاص خود را دارد، کمتر از قوانین معمول عرضه و تقاضا تبعیت می کند و لذا جنبه سودا گرانه کمتر در آن نمود دارد.
در نشریه دانشجويی کمتر تیتر های هیجانی و يا گمراه کننده در جذب مخاطب کاربرد دارد، و اصلا قرار نيست به کمک اين شيوه ها هیجانی در جمعیتی ايجاد شود. به جای اين شيوه ها، نشریه دانشجويی به دنبال طرح پرسش های اساسی می رود و همراه با طرح آنها، به سراغ فرآیند های مرتبط با هر پرسش می رود و تا کشف واقعيت به پيگيری ادامه می دهد. لذا نباید در نشریه دانشجويی سوالات خلق الساعه و گذرا را شاهد باشيم که در قالبی مبهم و احساس برانگیز طرح می شوند اما هیچ گاه تلاشی برای يافتن پاسخ آن ها صورت نمی گيرد.
از نظر زبان و سرعت انتشار، نشریه دانشجويی را می توان حد وسط نشريات علمی – تخصصی دانشگاهی و نشريات مردم پسند دانست. در حالی که نشريات علمی – تخصصی دانشگاهی، زبان و بيانی سنگین دارند، توسعه مبانی علمی را دنبال می کنند و فرايند توليدشان بسيار طولانی است، نشريات مردم پسند زبانی بسيار ساده دارند و فرايند توليدشان هم بسيار کوتاه است. اما زبان نشريات دانشجويی نه آن قدر ثقیل است که ارتباط گيری با آن خاص نخبگان طراز بالا باشد و نه آن قدر ساده که در شان دانشجوی مقاطع تحصیلی بالا نباشد. ضمن اين که با مسایل اجتماعی و سياسی روز در ارتباط نزدیک است اما فقط به نقل رویداد روز بسنده نمی کند و هر چند فرايند نگری موجب کندی روند کار مطبوعاتی شود، هرگز دقت و تامل را فدای سرعت بخشيدن به کار نمی کند. با وجود اين زمان لازم برای توليد، در نشريات دانشجويی کوتاه تر از نشريات علمی – تخصصی دانشگاهی است. از آن جا که پيام آفرین نشريات دانشجويی، خود دانشجویان هستند، از نظر زبان و مفاهيم، اين نشريات به راحتی با مخاطب خود ارتباط می گيرند و ميزان درک بسيار بالا است.
می دانيم که نشريات زرد تمایل زيادی به تقلیل گرايی و سیاه يا سفید نشان دادن چیزها دارند، حال آن که نشريات دانشجويی به جای آن که صورت مسئله را ساده کند و افراد را در دو طیف سیاه و سفید يا مخالف و موافق قرار دهد، به شرايط و ديدگاه های میانه و دور از افراط و تفریط هم توجه نشان می دهد.
در مطبوعات خبری و سرگرم ساز، آگهی ها و عناوين ثابت و بخش اخبار، قالب کلی کار را تشکيل می دهند، اما نشریه دانشجويی اين انعطاف را دارد که تفسیر و تحليل و اظهار نظر های کارشناسانه مرتبط با مسایل روز را بنابه مورد توسعه دهد و در بند قالب های از پيش بسته گرفتار نيايد.
محافظه کاری معمول در بسیاری از نشريات، کمتر در نشريات دانشجويی ملاحظه می شود و اساسا مخاطب اين نشريات چنين انتظاری را از نشریه خود ندارند.
نشريات دانشجويی پاسخگوی نياز مخاطبانی هستند که فرايند نگاه عقلانی به امور و پديده ها را در دانشگاه تجربه می کنند و می آموزند که بين منطق و احساسات، بين حساسیت عقلانی و شیطنت، و بين روشنگری و تخریب تفاوت وجود دارد.
اشخاص، سازمان ها، نهادها، دولت ها و گروه های سياسی، نوعا امکانات وسیعی را به کار می گيرند برای اين که بگویند ما خوبيم، درست و نزدیک به مطلوب عمل می کنيم، و اقداماتی که علیه قدرت يا اقتدار ما صورت می گيرند نادرست و اشتباهند. نشريات دانشجويی بعضا متهم می شوند که چنين هيمنه ای را می شکنند و لذا مورد انتقاد قرار می گيرند. اما بايد دانست که اين نشريات فرصتی برای جامعه هستند که فراتر از تفوق جويی نهادهای صاحب قدرت، بر مبنايی منطقی و به دور از معامله گری، می توانند منافع عمومی را تعقیب کنند و مانع از نهادينه شدن اين تفکر شوند که معتقد است همواره وضع موجود بهترین وضعیت است!
نشريات دانشجويی به ويژه در آن جوامعی رسالت سنگین دارند که سازوکارهای نظام اجتماعی نمی توانند مانع از رشد کاذب و موفقيت های مبتنی بر زد و بند برخی اشخاص شوند. در چنين جوامعی، اين نشريات دانشجويی هستند که منافذ «رشد ناسالم» (يا در حالت خوشبينانه «رشد شانس گونه») را برملا می کنند و ریسک اين نوع شبه پیشرفت ها را بالا می برند.
در شرايطی که در يک نظام اجتماعی ممکن است رسانه ها به سمت تثبیت وضع موجود پيش روند و آرمان ها مهجور بمانند و نقش و کارکرد رسانه صرفا سو پاپ اطمینان يا تقويت انگاره کارآمدی نهادهای حاکم باشد، نشريات دانشجويی تلنگری جدی به اين شيوه عمل هستند و می توانند منشاء اثر هم واقع شوند. بنابراين طبیعی است که از نشریه دانشجويی به عنوان رسانه مقاومت، رسانه مردمی، رسانه آرمان گرا و رسانه نقاد ياد شود. اين رسانه توفیق خود را مرهون نزدیک بودن زبان خود به زبان مخاطب اش، اندیشه خود به منافع عمومی، و در تعامل نزدیک بودن با محيط، پديده ها و رويدادهای نزدیک به زندگی واقعی، با نگاهی متعهد و عالمانه می داند.
نشریه ای که در دام عامه گرايی نمی افتد و در عین حال برج عاج نشین نيست. برچسب طبقاتی بودن يا سوداگر بودن زیبنده آن نيست و از اشاعه بنجل و سرگرم سازی به هر بها پرهیز دارد.
بنابراين اگر با نگاهی هنجاری(ولو ایده آل) بخواهیم از نشريات دانشجويی ارزیابی داشته باشيم، ملاک های پيشنهادی به طور خلاصه چنين اند:
از نظر قطع و شکل و زبان، مشترکات زيادی بين تولید کننده و مصرف کننده نشريات دانشجويی وجود دارد. جذابيت های تکنیکی بر جاذبه های محتوايي غالب نیستند. به ويژه در حوزه های فرهنگی، اجتماعی مسئولانه گام بر می دارند، چالش برانگیزند، نسبت آن ها با ساخت قدرت موجود، منصفانه اما نقادانه و معطوف به آرمان ها و اهداف است.
نشريات دانشجويی تعاملی و فعال اند، بيشتر توليد کننده اند تا مصرف کننده، و توليد آنها معطوف به نیازهای واقعی جامعه هدف است. نشريات دانشجويی توليد رويا می کنند اما رویای آنها تخيل صرف نيست و ريشه در شناخت واقعيت و نگاه عالمانه به قضایا دارد. اینان چون ورود در حریم شخصی را مجاز نمی شمارند، ايجاد رويا را در سطح آرمان های جمعی و مشترک دنبال می کنند، آرمان هايی که قابل دستيابی اند و از تامل، اندیشه و تفکر منطقی ناشی شده اند.
مقتضیات نظام سوداگر و اقتصاد نشر کمتر بر اين نشريات مترتب است و همين امر تا اندازه زيادی می تواند تضمین استقلال و عمل آنان به رسالت شان باشد. متن کامل
توسط دكتر محكي
Wednesday, October 4th, 2006 در 2:48 am

• امنيت به عنوان ضروري ترين نياز و اساسي ترين بستر دوام و بقاء جوامع بشري تلقي شده است. از آنجا که امنيت برآيند کارکرد حوزه هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي و نظامي است، تامين و حفظ امنيت نيازمند توجه به کارکرد اين حوزه ها است.
• گرچه در تعريف و تبيين ابعاد امنيت و زواياي آن تفاوت ديدگاه هاي زيادي وجود دارد اما در مجموع مي توان رويکردهاي مطالعاتي در زمينه امنيت را به دو رويکرد «سلبي» و «ايجابي» تفکيک نمود.
• در رويکرد سلبي، امنيت به معناي عدم وجود تهديد تعريف مي شود. لذا در ابتدا تامين و حفظ امنيت را در تجهيز و تقويت توانمندي هاي نظامي مي دانستند و در کنار بعد نظامي، به ملاحظاتي همچون تقويت قدرت سياسي و اقتصادي توجه نشان داده شد.
• رويکرد ايجابي، امنيت را مفهومي مستقل مي داند و شرايط ذهني و عيني را تبيين امنيت مورد توجه قرار مي دهد. بنابراين امنيت صرفا به معناي «عدم تهديد» نيست بلکه امنيت فرايند توليد اجتماعي است که در آن حداکثر منافع و مصالح جمعي تامين مي شود.
• لذا در رويکرد ايجابي، هنگام بحث در باره «امنيت اجتماعي»، هم الزامات جهاني از جمله توسعه فن آوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي، مورد توجه و نظر قرار مي گيرد و هم به شرايط داخلي و تعامل بخش هاي مختلف يک نظام اجتماعي توجه مي شود. متن کامل
توسط دكتر محكي
Monday, September 11th, 2006 در 10:23 am
امروزه کمتر بحرانی وجود دارد که رسانه ها در آن نقش نداشته باشند. رسانه ها درسه مرحله «قبل»، «حین» و «پس از بحران» نقشی غیر قابل اغماض دارند.
کار رسانه ها در بحران های طبیعی، در مرحله نامریی یا پیش بحران، آموزش، آگاه سازی، حساس سازی مسئولان و اقشار مختلف جامعه، گزارش عملکرد بخش هایی که متولی اعمال اقدامات پیشگیرانه هستند و مواردی از این دست است.
در مرحله حین بحران، نقش و کارکرد رسانه ها آشکارتر است. در این مرحله رسانه ها با توجه به ظرفیت های اطلاع رسانی که در اختیار دارند، می توانند موجب برانگیختن عواطف و احساسات و بسیج عمومی در یاری رسانی به آسیب دیدگان باشند. رسانه ها می توانند در این مرحله نقش میانجی را میان آحاد جامعه که آماده یاری رسانی هستند و عوامل یاری رسان و حاضر در صحنه عمل ایفا کنند. بیشترین تحقیقات انجام شده در باره نقش رسانه ها در بحران های فجایع طبیعی معمولا مربوط به این مرحله است. متن کامل
توسط دكتر محكي
Friday, August 25th, 2006 در 3:23 am
هر پدیده ای در جامعه، یك وجه اجتماعی و فرهنگی دارد. چون هر جا انسان ها كنار هم قرار می گیرند و اجتماعی را شكل می دهند، در اثر كنش و تعاملات متقابل، وجوه مختلف اجتماعی و فرهنگی خود را نشان می دهند.

در میان اجتماعات انسانی، شهر را می توان با توجه به تراكم جمعیت، سرعت و پویایی فعالیت ها، تخصص گرایی و تقسیم كار اجتماعی متمایز دانست. ساختار ارگانیكی شهر به گونه ای است كه سطح مراودات اجتماعی بسیار پر حجم اما سطحی، گذرا، ناپایدار و نسبتا رسمی است و بیشتر از آن كه هنجارهای سنتی شكل روابط بین شهرنشینان را تعیین كند این قانون و هنجارهای رسمی است كه بر روابط اجتماعی سنگینی می كند. چنین فضایی موجب می شود تا روابط بین مردم ساكن در شهر (در مقایسه با جوامع كوچك روستایی) از عمق و كیفیت كافی برخوردار نباشد. در نتیجه خلاء های عاطفی و ضعف در هویت جویی افزایش می یابد و نیاز به تعلق اجتماعی كمتر تامین می شود. در چنین شرایطی انسان شهرنشین در تكاپوی رفع نیاز به تعلق اجتماعی و هویت یابی، توسعه روابط اجتماعی را دنبال می كند. اما آن چه تلاش او را می تواند تا حد زیادی خنثی كند بافت و ساختار و كالبد و شكل انجام فعالیت در شهر است كه سطح ارتباطات و تعاملات اجتماعی شهرنشینان را محدود می كند. حال اگر در برنامه ریزی شهری و مدیریت شهری بتوان به گونه ای این بافت و ساختار و فعالیت ها را تنظیم كرد كه به توسعه تعاملات و ارتباطات عمیق و كیفی كمك كند، طبعا بیشترین كمك به ارتقاء حس تعلق اجتماعی، هویت یابی و تامین نیازهای عاطفی شهروندان شده است.
از آن جا كه نگاه انسانی به شهر و شهروندان می طلبد كه آسایش و تامین نیازهای روحی و اجتماعی شهرنشینان مورد توجه باشد، ضروری است كه برنامه ریزی و مدیریت شهری با رویكردی فرهنگی و اجتماعی مترصد توسعه سطح روابط و مناسبات انسانی در شهر باشد.
برخی از موانع ساختاری شهر كه مانع از توسعه سطح روابط و تعاملات اجتماعی عمیق می شوند عبارتند از :
• بافت و معماری غلط بناها، میادین، خیابان ها، و بازار
• طراحی غلط و استقرار ناصحیح بخش های مختلف مسكونی، تجاری، اداری و فرهنگی
• آشفتگی ظاهری در منظر و مرآی شهر به نحوی كه این آشفتگی بصری در روح و روان شهروندان تاثیر منفی به جای می گذارد.
از جمله راه هایی كه می توان این وضعیت را اصلاح كرد، پیوند زدن بین جنبه های زیباشناختی، فرهنگی و هنری با وجوه مختلف زندگی جمعی است مثلا تبدیل گذرگاه های پیاده به باغ راه ها، ارایه جلوه های بصری بدیع و چشم نواز بر دیوارها و بناهای شهر، توسعه فضای سبز، ایجاد فرصت های جمعی برای گذران اوقات فراغت از جمله سالم سازی و مناسب سازی بوستان ها و پارك ها برای حضور خانواده ها، اصلاح شكل استقرار واحدهای مسكونی، تجاری، اداری به گونه ای كه شهر را در دسترس و دریافت خدمات را آسان سازد.
باید در نظر داشته باشیم كه سازه های شهری و نیز فعالیت های اجتماعی در شهر، باید به گونه ای با مقتضیات فرهنگی و اجتماعی پیوند داشته باشند كه آرامش درونی و ذهنی شهروندان را دچار آشفتگی نسازند.
با این مقدمه بد نیست نگاهی داشته باشیم به دو رویكرد در مدیریت شهر: رویكردی كه شهرداری را صرفا سازمانی خدماتی می داند و رویكردی كه از شهرداری به عنوان نهادی اجتماعی انتظاری بالاتر دارد و علاوه بر ارایه خدمات شهری توقع دارد شهرداری بین كالبدشهر، فعالیت های شهری و شهروندان ارتباطی منطقی و متناسب ، با نگاهی فرهنگی و اجتماعی داشته باشد. به طور مثال اگر از زاویه فرهنگی و اجتماعی به احداث یك میدان نگاه نكنیم، كاربری میدان را محدود به كاركرد ترافیكی آن خواهیم كرد و درباره آثاری كه این میدان در شكل گیری اجتماعات مردمی در میان و اطراف آن خواهد داشت برنامه ریزی نمی كنیم و بعدا باید به فكر رفع و رجوع تبعات اجتماعی آن از جمله شكل گیری مزاحمت ها و ناهنجاری باشیم. همین مثال در مورد احداث پل ها و بزرگ راه ها و سایر بناهای شهری مصداق پیدا می كند.
حال آن كه رویكرد اجتماعی و فرهنگی از ما می خواهد كه كالبد و ساختار شهر را اساسا با در نظر گرفتن كاركردهای فرهنگی و اجتماعی توسعه دهیم. یعنی از ابتدا اندیشه كنیم كه چگونه می توان به موازات تامین نیازهای خدماتی شهروندان، نیاز آنها به رابطه اجتماعی، كمال و تعالی، آرامش روحی و روانی و معنوی را هم تامین نمود.
اگر برخی از كلان شهرهای جهان امروزه با تراكم معضلات اجتماعی، بزهكاری، تشویش ، خشونت، پرخاشگری، و آلودگی شناخته می شوند دلیل آن چیزی نیست جز غفلت از ابعاد و جنبه های فرهنگی و اجتماعی در فضای زیست شهری. و به همین خاطر تاكید می شود كه در برنامه ریزی و مدیریت شهری بایستی در باره سازگار نمودن تغییرات تكنولوژیك با تغییرات اجتماعی و فرهنگی دغدغه دائمی داشت. به همین خاطر است در رویكرد اجتماعی و فرهنگی به مدیریت شهر تاكید می شود كه هیچ توسعه و رشد كالبدی در شهر پذیرفته نیست مگر این كه از قبل درباره ابعاد و آثار فرهنگی و اجتماعی آن فكر شده باشد.
توسط دكتر محكي